بهگزارش قدس آنلاین، چرخش ناگهانی دونالد ترامپ از سوگند به «تمام شدن دوران خوشرفتاری» تا تمدید یکطرفه آتشبس با ایران، در میانه هفتهای از تشدید تنشها در تنگه هرمز رخ داده است.
در این بستر، منتقدان از هر دو حزب، استدلال محوری خود را با صدای بلندتری تکرار کردهاند: اینکه دولت ترامپ جنگ انتخابی خود را بدون تعریف اینکه پیروزی چه شکلی دارد آغاز کرده، چه رسد به اینکه بداند چگونه میخواهد به آن دست یابد.
دموکراتها: بدون هدف، بدون راهبرد، بدون برنامه خروج
چاک شومر، رهبر اقلیت سنا در اظهارات خود در صحن سنای این هفته بر آنچه «خلأ راهبردی دولت میخواند» تأکید کرده و گفت: «۵۱روز از آغاز این جنگ میگذرد و دونالد ترامپ هنوز هدف، راهبرد و برنامه خروجی ندارد». او اعلام کرد: دموکراتهای سنا «هر هفته» رأیگیری بر سر قطعنامه اختیارات جنگی را به زور به صحن خواهند آورد تا زمانی که کنگره توانایی رئیسجمهور برای ادامه عملیات نظامی بدون مجوز صریح را محدود کند. تاکنون جمهوریخواهان چهار تلاش قبلی برای آن را مسدود کردهاند. با توجه به اینکه قیمت بنزین بالای ۴دلار در هر گالن باقی مانده و کریس رایت، وزیر انرژی اذعان کرده قیمتها تا سال ۲۰۲۷ عادی نخواهند شد، شومر استدلال کرد ترامپ «هیچ ایدهای ندارد که مردم آمریکا چقدر سخت تحت فشار هستند». او همچنین نسبت به مأموریت دیپلماتیک برنامهریزیشده جیدی ونس، معاون رئیسجمهور به پاکستان ابراز تردید کرد و گفت: «معلوم نیست ایرانیها حتی حاضر به ملاقات با او بشوند یا نه، چه رسد به اینکه حاضر شوند پس از ۵۱روز جنگ، تنگه [هرمز] را بازگشایی کنند».
حکیم جفریز، رهبر اقلیت مجلس نمایندگان نیز روز دوشنبه در کنفرانس خبری خود لحنی مشابه داشت و کیفرخواستی سهبندی علیه دولت ارائه کرد: «هیچ اطلاعاتی وجود نداشت که نشان دهد ایران تهدیدی قریبالوقوع علیه منافع امنیت ملی ایالات متحده آمریکا بوده است. هیچ برنامه عملی در ارتباط با کشاندن ما به این جنگ بیپروا و انتخابی توسط دونالد ترامپ وجود نداشت. هیچ هدف روشنی [وجود نداشت] – و قطعاً هیچ استراتژی خروجی هم در کار نبود». جفریز همچنین شکست ظاهری دولت در پیشبینی اینکه نخستین واکنش ایران بستن تنگه هرمز خواهد بود را به سخره گرفت، اقدامی که از آن زمان بازارهای جهانی انرژی را فلج کرده
است.
در کمیته نیروهای مسلح، نماینده ست مولتن شاید تندترین نقد را به رویکرد دولت وارد کرد. مولتن در گفتوگو با سیانان استدلال کرد ترامپ «از موضع ضعف» و با «تیمی از مذاکرهکنندگان کاملاً آماتور» از جمله ونس، در حال مذاکره است. مولتن گفت: «ایران تنگه را نبسته بود. تنگه پیش از شروع همه اینها باز بود. آنها متحدان ما در خلیج [فارس] را در موقعیت وحشتناکی قرار نداده بودند، زیرساختهای چند میلیارد دلاری آنها را نابود نکرده بودند. بنابراین حالا، ترامپ واقعاً از موضع ضعف مذاکره میکند». او افزود: «هر بار پیش از اینکه ایران پای میز مذاکره آمده، ترامپ آنها را بمباران کرده است. تنها باری که آنها توافقی با ایالات متحده امضا کردند، ترامپ آن را پاره کرد». نتیجه، به گفته مولتن، رئیسجمهوری است که «واقعاً نمیداند قدم بعدی چیست».
جمهوریخواهان: او به سختی میفهمد چه خبر است
چشمگیرترین انتقادها اما از درون اردوگاه ایدئولوژیک خود ترامپ آمده و هیچ کدام به اندازه انتقاد تاکر کارلسون جنجالی نبوده است. مجری سابق فاکسنیوز که زمانی از بانفوذترین متحدان رسانهای ترامپ بود و حتی برادرش برخی متنهای سخنرانی ترامپ را در دور اول نوشته است، در برنامه ۲۱ آوریل خود از فرصت استفاده کرد تا عذرخواهی عمومی قابل توجهی بابت نقش خود در انتخاب ترامپ انجام دهد. کارلسون خطاب به باکلی کارلسون، برادرش، روی آنتن گفت: «من و شما و هر کس دیگری که از او حمایت کرد، برایش سخنرانی نوشتی، من برایش کمپین زدم، منظورم این است که ما قطعاً در این ماجرا شریک و مقصریم». او ادامه داد: «این کافی نیست که بگوییم «نظرم عوض شد» یا «اوه این بده، من رفتم» ... ما تا مدتها از این بابت عذاب وجدان خواهیم داشت. من خواهم داشت و میخواهم بگویم متأسفم که با حمایتم مردم را گمراه کردم».
کارلسون جنگ ایران را «کاملاً نفرتانگیز و شیطانی» توصیف کرده است، خیانتی به اصول «اول آمریکا» که ترامپ با شعار آن به قدرت رسید، بهویژه مخالفت گذشته او با جنگهای بیپایان خارجی. او همچنین به آنچه «نشانههای شخصیت ضعیف» در رئیسجمهور خواند اشاره کرده است. ترامپ نیز در پاسخ، کارلسون را «دیگر از ماگا (MAGA) نیست» خطاب کرده و او را در کنار دیگر منتقدان محافظهکاری مانند مگین کلی و کندیس اونز که با عملیات ایران مخالفت کردهاند، قرار داده است.
در همین حال، ویلیام کریستول، مفسر محافظهکار ضدترامپ، روز دوشنبه ارزیابی تندی در نشریه بولورک منتشر و استدلال کرد مشکلات دولت فراتر از اشتباهات تاکتیکی بوده و به یک گسست بنیادین از واقعیت رسیده است. کریستول نوشت: «بیش از پیش، به نظر میرسد او حتی در سطح یک فرد عادی هم به سختی میفهمد که در این درگیری چه خبر است. اظهارات او – چه تهدید باشد، چه اعلام پیروزی، یا حتی فقط توصیف آنچه در تنگه در جریان است – هر روز که میگذرد شباهت کمتری به واقعیت دارد».
کریستول بر اصرار مکرر ترامپ مبنی بر اینکه محاصره دریایی آمریکا «همین حالا هم تنگه هرمز را بسته است» انگشت گذاشت؛ ادعایی که خود دولت مجبور شده بارها آن را تصحیح کند. این ستوننویس محافظهکار با ارزیابی تیره و تاری نتیجهگیری کرد: «واقعیت سادهای که عامل همه اینهاست – همان طور که از ابتدا بوده – این است که ترامپ با انتخاب لگد زدن به کندوی زنبورهای ایرانی، همچنان برای قدم بعدی درمانده است. ما ماههاست میدانیم او برنامهای ندارد. اما آنچه اکنون به طرز تکاندهندهای آشکار میشود این است که او چقدر کم به مشکل توجه میکند». او خاطرنشان کرد: خسارت سیاسی شاید از هم اکنون «غیر قابل بازگشت» باشد؛ چرا که پیشبینی میشود قیمت بنزین دستکم تا سال ۲۰۲۷ بالای ۳دلار باقی بماند.
انتقادهای محافظهکاران فراتر از چهرههای رسانهای میرود. بنا بر گزارش پولیتیکو، برخی از سناتورهای جمهوریخواه نیز همزمان با افزایش قیمت انرژی، رئیسجمهور را به یافتن راهی برای خروج ترغیب کردهاند. جان تون، رهبر اکثریت سنا گفت: «فکر میکنم اعضای ما خیلی مشتاقاند بدانند گامهای بعدی چیست». این اظهارات نشاندهنده ناآرامی فزاینده درون فراکسیون جمهوریخواه درباره درگیریای است که هیچ نقطه پایان قابل مشاهدهای ندارد.
آتشبسی بدون راهبرد
وجه اشتراک این صداهای متفاوت – از شومر دموکرات گرفته تا کارلسون جمهوریخواه– ارزیابی مشترکی است مبنی بر اینکه سیاست ترامپ در قبال ایران از فقدان بنیادین انسجام راهبردی رنج میبرد. تمدید آتشبس که در ۲۱ آوریل اعلام شد، کمتر از ۲۴ ساعت پس از آن صورت گرفت که ترامپ به شبکه CNBC گفته بود نمیخواهد آتشبس را تمدید کند. همان طور که یک تحلیل اشاره کرده است: «ترامپ در حالی اعلام صلح کرد که معماری جنگ را حفظ کرد. این دیپلماسی نیست. این بیانسجامی است».
از دید منتقدان در هر دو سوی راهرو، الگوی موجود اکنون انکارناپذیر است: رئیسجمهوری که جنگی را بدون مجوز کنگره، بدون تبیین روشن اهداف آمریکا و – همان طور که تمدید آتشبس نشان میدهد – بدون هیچ پل خروج قابل مشاهدهای آغاز کرده است. پرسشی که بر فراز واشنگتن سنگینی میکند این نیست که آیا ترامپ میتواند با ایران به توافق برسد، بلکه این است که آیا او اصلاً میداند یک توافق باید چه شکلی داشته باشد.





نظر شما